جهانی شدن مکتبی نیست. اندیشه ای نیست بلکه تحولی است طبیعی که در حیطه زندگی انسان رخ میدهد. هرچند که در چند صدسال پیش این دوره ای تاریخی فکر جهانی شدن خیالی بیش نبود با آنهم هر دینی که برای انسان آمده ادعای جهانی شدن را داشته است و حتی امپراتورانی که در جریان پیروزی های پیهم امید حاکم شدن بر تمام جهان را در دل احساس کرده اند، اما جهانی شدن خیلی مسقلانه از خواست های بشرمراحل عرض اندام خویش را بعد از آنکه با یک قطبی شدن جهان تقریبا بخش های غیر قابل نفوذ جهان برای بخش های دیگر از بین رفت، آغاز نموده است. جهانی شدن موضوع خیلی مهمی است. آیا جهانی شدن رمز بیسرپناه شدن بشر است؟ آیا ما شهروندان امروز در یک دنیای جهانی شده همچنان اهمیت شهروندی خود را حفظ خواهیم کرد؟ نه که داریم یتیم میشویم به گفته اهل نظری؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر